ميگيم ميخنديدم و ميرينم بهم
كلا خيلي شاديم
دوست دارم زندگي رو ....
من الان زندگي اينجوريمو خيلي دوس دارم ...
دوست دارم زندگيمو ...
اوضاع و احوال عالي
خيلي شادم ... خيلي زياد
امروز داشتم اب ميخورم شفيعي " معلم رياضيمون "
منو نگاه كرد و يه لبخند مليح زد
منم داشتم نگاش ميكردم و ديدم داره نگام ميكنه و بعد خنديد
اب پريد تو گلوم و داشتم خفه ميشدم
اخر كلاسم گفت خيلي شاديا ... :)))))
توهم زدم
اونم زيادي
برچسب:
نویسنده: hasan