خرید بک لینک
آخرین برگ سفرنامه باران اینست، که زمین چرکین است... ابرهایی چه بلند، آسمانی پر ابر، قطره ها را که می ریزند، چه غم از سردی دارند...

این که دلها پر درد است، یا که غم بر دلهاست، داستان شب پروانه شده... همه جا صحبت عشق، فقط از روی عادت شده... دوستی بی بنیاد... سست و بی جا شده... دل برای لبخند، دل برای دیدار، دل برای مهربانی تنگ شده....


برچسب: نویسنده: hasan تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 14:23

صفحه بندی