نخ ها را برمیدارم و به دنبالشان دود میشوم به فکر تو میروم و آتش میگیرم و خاکستر میشوم
لبهایم را میمالم و نخها را دنبال میکنم تا نفسی که دیگر تو نیستی و رهگذری که رد میشود به من پشت پا میزند و دستم را میگیرد که نیفتم، انگار او هم با من سر بازی دارد
برچسب:
نویسنده: hasan