خرید بک لینک

1- فکر می کند زندگی در پس و پشت چیزی و یا چیزهایی نهفته است. می خواهد آن ها را کنار بزند تا با زندگی مواجه شود. فکر می کند زندگی آن سوتر است، فکر می کند زندگی پشت این واقعیت هاست، می خواهد به آن سو برود تا به زندگی برسد. چنین می اندیشد که زندگی در جایی دیگر است. زندگی اکنون و این جا نیست. بنابراین می خواهد به آن زندگی که اکنون و در این جا نیست، دست یازد. چنین نگرشی به آن طنز می ماند که کسی گفته بود: درخت ها نمی گذارند جنگل را ببینم.
در چنین برداشتی از زندگی است که آدمی همواره منتظر می ماند. منتظر است که در نیمروز زرین، چیزی بدمد، خورشیدی طلوع کند و چیزی بیابد، چیزی که نامش زندگی است. اتفاقی بیفتد و او با زندگی آشتی کند. یک چیزی که بتوان نامش را زندگی گذاشت.




برچسب: نویسنده: hasan تاريخ: شنبه 20 مهر 1392 ساعت: 13:23

صفحه بندی