سلام عزیزم...
میدونم چیو میگی...قاطی کرده بودم
مینا؟؟
کاش همونوقتا عمر ما استپ میخورد...خیلی دلم تنگ شده واست.
بعضی وقتا که دیگه دارم دیوونه میشم میام تو اون خیابونا که با هم خاطره داشتیم یه کم آرومم میکنه...تجریش و ولی عصر و انقلاب و دربند و...
الان دیگه با این چیزام آروم نمیشم...
خاطراتت همیشه باهامه عشقم
امیدوارم به هر چی که میخوای برسی تو زندگیت...
دوست دارم مینا...خیلی بیشتر از اونی که فکرشو کنی
خیلی مواظب خودت باش عزیز دلم
دعای خیر من همیشه باهاته
برچسب:
نویسنده: hasan