چه حواس پرت شده ام
گاهی میان کوچه ها گم میشوم
یاد تو در دلم جولان میدهد
نمیشود از عاشقی توبه کرد
رویای پرنده شدن دارم با تو
با من تا قله های عشق پرواز کن
امان از قیامت
و گناه تنهایی دل
عشق ترا به بهشت میبرد
خیالم را خالی مکن
راه خاطرت باز است
ته این جاده چراغ آشنایی ست
شب هایی تنهایی
نامت وجودم را آتش میزند
این چه سوختنی ست
دردم را تسکین میدهد
خرده مگیر
پنهان حرف میزنم
سوته دلان ساکت مانده اند
و بقیه به عاشقی میگویند
حال خراب ..
عبدالله خسروی
برچسب:
نویسنده: hasan
تاريخ: سه
شنبه
9 مهر
1392 ساعت: 20:59